المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
597
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
چهارپا آسيب رساند . « 1 » 9 - غنى كيست ؟ « غنى » عبارت از فرد دست پر يا ثروتمند مىباشد و ظاهر آيه مقتضى آنست كه او نمىتواند چيزى از مال قيّم را در مقابل عملش بردارد ، چون در آيه مىفرمايد : « فليستعفف » عفّت را در پيش گيريد و امر براى وجوب است » آيا بر فرد فقيرى كه در دوران فقر چيزى از مال قيّم برداشته است ، واجب است آن را در حال غناء و ثروت برگرداند يا نه ؟ برخى از مفسّرين گفتهاند : آرى ، ولى اولى ! آنست كه ردّ آن واجب نيست ، آنچه در اين باره وارد شده است ، حمل بر استحباب مىشود يا به آن صورتى كه پيش از استحقاق لازم برداشته باشد ، پس در اين صورت برگرداندن آن واجب مىشود . امّا چيزى را كه به استحقاق در مقابل عمل خود ، گرفته است ، مالك آن شده است و اصل آنست كه برائت از اصل ردّ را دارد . 10 - [ اخذ شاهد هنگام دفع مال ] هنگامى كه ولى ، مال ييتم را به خودش دفع كرد ، بايد جهت اين دفع صورت جلسه ترتيب دهد و شاهد و گواه بر اين امر بگيرد و اين شهادت گرفتن يا به صورت استحباب يا به عنوان ارشاد به مصلحت طرفين است ، چون اين عمل دو فايده دارد : يكى دفع تهمت از ولى است كه نگويند مال يتيم را خورد و دوّمى سقوط ضمان است كه يتيم قبض را انكار مىنمايد يا باعث سقوط يمين و قسم مىگردد ، اگر ولى ، در تلف مال غير تفريط نمايد و ظاهر آيه مقتضى آنست كه قول ولى را نمىتوان تصديق نمود ، مگر با بيّنه و شافعى و مالك به آن رأى دادهاند ، ولى حق آنست كه به آن ترتيبى كه گفتيم تفصيل داده شود و آن قبول قول او در تلف مال در صورتى كه تفريط نباشد ، است و نيز در نفقه بر كودك به ترتيبى كه عادت بر آن جريان دارد ، امّا تسليم مال به اوّلى قبول نمىشود ، مگر در موردى كه بنيّه وجود داشته باشد و اين دستور شاهد گرفتن از حسن نظر خداوند متعال نسبت به اولياء و سرپرستان يتيمان و كمال لطف او در حق يتيمان مىباشد و « كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً » ؛ يعنى : « خداوند در شهادت كافى و بس است و عالم و دانا به پرداخت مىباشد و اوّلى آنست كه معناى آيه چنين باشد : « خداوند از نظر محاسب بودن » كافى است ، چون شاهد گرفتن صورت ظاهر قضيّه است . امّا برائت واقعى ذمّهء پس خداوند متعال عالم و دانا است و او متولّى امر در روز قيامت مىباشد .
--> ( 1 ) . غوالى اللئالى ، ج 3 ، ص 120 ، شمارهء 332 .